
پنجاه واژه پرتکرار کنکور دکتری به همراه مثال

در این مطلب، لغات مهم و پرتکرار کنکور دکتری را به همراه مثال های ترجمه شده مرور خواهیم کرد. منبع هر لغت در کنار آن نوشته شده است تا بتوانید مناسبترین منبع کنکور را انتخاب کنید.
طبق تحلیلهای گروه زبان ما، جلد اول از کتاب زبان زیر ذرهبین چاپ نگاه دانش، پوشش ۱۰۰ درصدی بر این واژگان داشت و با اختلاف در صدر قرار گرفت. در رتبه دوم کتاب لغات ضروری تافل با ۴۸ درصد قرار گرفت. کتاب ۱۱۰۰ وازه که باید بدانید با ۴۲ درصد تطابق جایگاه سوم را کسب کرد. کتاب ۵۰۴ واژه ضروری تنها ۱۶ درصد از لغات پرتکرار دکتری را پوشش میداد که مقدار ناچیزی به حساب میاد.
در بخش دوم تحلیل، این موضوع را بررسی کردیم که اگر دانشجویی سه کتاب ۵۰۴، تافل و ۱۱۰۰ را مطالعه کرده باشد، چند درصد از لغات را مرور کرده است. این سه کتاب روی هم ۸۴ درصد از لغات را پوشش میدهند که همچنان کمتر از تک کتاب زبان زیر ذرهبین است.
دقت داشته باشید که برای منصفانه بودن تحلیل، لغات اصلی کتابها را در نظر گرفته ایم و نه لغاتی که در متن و مثالها آمدهاند. همچنین اگر کتابی بر فرض لغت credulous را به عنوان لغت اصلی داشت، ما برای واژه incredulous که از همان ریشه است، آن کتاب را لحاظ کردهایم.
در ادامه به آموزش این ۵۰ واژه در قالب مثال خواهیم پرداخت. خواندن مثالها الزامی است و در مثالها، سایر لغات مهم را با خط کشیدن مشخص کردهایم.
توجه: تمامی این مطلب تالیف گروه زبان زیر ذرهبین است و استفاده از آن بدون ارجاع به سایت و کتاب، هیچگونه رضایت مولفین را به همراه ندارد.
- President Donald Trump unilaterally withdrew from Tehran’s nuclear deal with world powers in May 2018.
رییسجمهور دونالد ترامپ بطور یکجانبه از توافق هستهای تهران با قدرتهای جهانی در مِی ۲۰۱۹ خارج شد (از ادامهش سرباز زد).
- Flight PS 752 appeared to be climbing normally after taking off from Tehran’s Imam Khomeini airport at 6:12 a.m., two air safety experts said, with the heading, altitude, and airspeed consistent with the same flight on previous days.
دو متخصص امنیت پرواز گفتند: پرواز PS 752 به نظر میرسید که بعد از تیکآف از فرودگاه امام خمینی تهران در ساعت ۶:۱۲ صبح به صورت طبیعی در حال اوج گرفتن بوده است؛ با جهت، ارتفاع و سرعت بادِ سازگار با همان پرواز در روزهای قبلی. (یعنی حرکتی متفاوت از حالت عادی نداشته است.) @GeneralEnglish
- Mehdi Eshaghian, who was killed in the plane crash, was a Ph.D. student at McMaster University. His research interests included autonomous vehicles and robotics in general.
مهدی اسحاقیان، که در سقوط هواپیما کشته شد، دانشجوی دکتری دانشگاه مکمستر بود. علایق تحقیقاتی او بطور کلی شامل خودروهای خودکار (خودران) و روبتیک میشد.
عزیزان از دست رفته، ایمان آقابالی و مهدی اسحاقیان، را بیشتر بشناسید.
- In the beginning, Trudeau said it’s ‘dangerous to speculate’ on the cause behind the fatal plane crash in Iran.
در آغاز، ترودو گفت که خطرناک است که بخواهیم درباره علت پشت سقوط مرگبار هواپیما در ایران حدس بزنیم (گمانهزنی کنیم).
- Retired UBC engineering professor Farrokh Sassani lost two colleagues from the University of Alberta in the crash. “It was not long ago that we wished everybody Happy New year and peace and prosperity but that didn’t happen,” he said.
استاد رشته مهندسی بازنشسته از دانشگاه بریتیش کلمبیا، فرخ ساسانی، دوتن از همکارانش از دانشگاه آلبرتا را در حادثه از دست داد. او گفت: «زمان خیلی زیادی نگذشته که ما برای همه آرزوی سالی سرشار از شادی، صلح و رفاه (سعادت) کردیم، اما (متاسفانه) بوقوع نپیوست.»
- This attack will exacerbate the already tense relations between the two communities.
این حمله، روابط همین حالا متشنج بین دو جامعه را وخیمتر خواهد ساخت.
- Although the rule was arbitrary and ridiculous, He was punished for breaking it.
اگرچه آن قانون مستبدانه و مضحک بود، اون به خاطر رعایت نکردنش مجازات شد.
- Because they were unhappy with the demonstration, the police officer made a number of arbitrary arrests.
ازونجایی که اونا از تظاهرات ناخوشنود بودند، مامور پلیس چندین بازداشت تصادفی انجام داد (چندین نفر رو شانسی/خودسرانه بازداشت کرد).
- They have the support of a substantial number of people.
اونا حمایت تعداد قابل توجهی از مردم رو دارند.
- Many parents fabricate stories about mythical creatures to help their children sleep at night.
بسیاری از والدین، داستانهایی درباره شخصیتهای افسانهای میسازند تا به فرزندانشان کمک کنند تا در شب بخوابند.
نکته گرامری: بعد از help، فعل دوم یا به شکل ساده و یا با مصدر با to میاد. اینجا به شکل ساده آورده شده.
- They were unable to conceal the causes of the accident, especially since its nature and technical characteristics make it virtually impossible to conceal.
آنها قادر به پنهان کردن دلایل حادثه نبودند، بویژه به این دلیل که ماهیت و خصوصیات فنی آن، تقریباً مخفی کردنش را غیرممکن میساختند.
- Readers seeking to augment their vocabulary will enjoy reading GEUS.
خوانندگانی که به دنبال افزایش دادن لغاتشون هستن، از خوندن کتاب «زبان عمومی زیر ذرهبین» لذت خواهند برد.
- Anthropoids are animals, such as apes, that resemble humans.
میمونها حیواناتی هستند، همچون اِیپها (شامپانزهها)، که به انسانها شبیهاند.
حالا که بحث انسان و میمون شد، بد نیست اگه کتاب «انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر» رو نخوندین، مطالعه کنین:
Sapiens: A Brief History of Humankind
by Yuval Noah Harari
- The company is calling for the implementation of a new sales strategy that it thinks will raise revenue once it is in place.
شرکت، درخواست اجرای (پیادهسازی و اعمال) استراتژی فروش تازهای رو داره که فکر میکنه که درآمد رو به محض اینکه پیاده (آماده) بشه افزایش میده.
- After agreeing to the conditions stipulated in the contract, Mr. Sanchez was granted a franchise to operate one of the company’s fast-food restaurants.
بعد از موافق به شرایط تصریحشده در قرارداد، به آقای سانچز، حق امتیاز نام تجاری (فرانشیز) واگذار شد تا یکی از روستورانهای فستفود شرکت رو بگردونه (یعنی اجازه دادن که یکی از شعبههای اون فستفود رو برای خودش راه بندازه).
- A frugal person is thrifty and careful about using money, but a frugal person might nevertheless be generous to others with money. In other words, lack of generosity is not what defines frugality.
فرد مقتصد، صرفهجو (درستخرجکن) و مواظب پولش هست؛ اما یه فرد مقتصد با این حال میتونه نسبت به سایرین بخشنده (دست به کمک داشتن) هم باشه. بهعبارت دیگه، کمبودِ دست و دلباز بودن چیزی نیست که بخواد مقتصد بودن رو تعریف کنه.
‼️ این مثال هدفش درک معنی thrifty و frugal هست. این دو به معنی خسیس نیستند بلکه به معنی کسی هستند که حواسش به پول خرج کردن هست و اسراف نمیکنه. برای لغت خسیس از stingy، mean و miserly استفاده کنید. این سه تای آخری، متضاد generous (بخشنده و دست و دلباز) هستند.
- I know I’m being redundant, but if you want to buy my car, be sure to call me by 5:30 this evening.
میدونم که دارم تکراری میشم (بیش از حد خودم رو تکرار میکنم یا زیاده گویی میکنم)، اما اگه میخوای ماشینم رو بخری، مطمئن شو که بهم ساعت ۵ و نیم عصر امروز زنگ میزنی.
- The lawyer scrutinized the contract, searching for any detail that could pose a risk for her client.
اون وکیل به دقت قرارداد رو بررسی کرد، به دنبال هرگونه جزئیاتی که میتونست خطری رو برای موکلش به همراه داشته باشه.
- Profit potential would explain why drug companies persist in developing new drugs despite onerous (burdensome) government regulations.
سودِ احتمالی پاسخی بر این بود که چرا شرکتهای دارویی برغم قوانین طاقتفرسا (دست و پاگیر) دولتی بر توسعه داروهای جدید پافشاری میکردند.
- Zahra wants to prove to herself that she can improve her grades, so her commitment to additional study time for every subject she’s taking is the result of intrinsic motivation.
زهرا میخواهد تا به خودش اثبات کند که میتواند نمرههایش را بهبود بدهد، بنابرین التزامش (تعهدش) به زمان مطالعه اضافی (بیشتر) برای هر درسی که برمیدارد، نتیجه انگیزه ذاتی (درونی) است.
- People have many different characteristics. Some people are flexible and optimistic; others are rigid and negative.
افراد ویژگیهای شخصیتی بسیار متفاوتی دارند. برخی از مردم منطعف و خوشبین هستند ؛ برخی دیگر سختگیر و منفیباف هستند.
- Long-standing enmity, like that between Iran and the United States, is difficult to overcome.
خصومت درازمدت، همچون خصومت بین ایران و ایالات متحده، دشوار است برای غلبه کردن (یعنی فائق آمدن بر این دشمنی و حل آن سخت است).
- In addition to the many lost lives, a half-million young drivers are seriously injured in car accidents, many of whom will endure permanent disabilities and chronic pain for the rest of their lives.
علاوه بر جان عده زیادی، نیم میلیون راننده جوان در سوانح رانندگی به شدت مصدوم میشوند، که بسیاری از آنها ناتوانی جسمی دائمی و دردهای مزمن را در بقیه دوران زندگیشان متحمل میشوند.
- The company’s profits dwindled because the management pursued orthodox business policies that were incompatible with new industrial trends.
سود شرکت کاهش یافت چراکه مدیریت سیاستهای کسب و کار سنتی را دنبال میکرد که با روندهای صنعتی اخیر ناسازگار بودند.
- Samira decided to endeavor to pass the test to be a lifeguard next summer.
سمیرا تصمیم داشت تا نهایت تلاشش را بهخرج دهد که امتحان را با موفقیت پشت سر بگذارد تا تابستان آینده غریق نجات شود.
- What someone might struggle to solve is a problem or puzzle, which is exactly what the word dilemma means.
آنچه فردی ممکن است در حل کردنش بکوشد مشکل و یا پازل نام دارد، که دقیقا همان چیزی که واژه مخصمه (دوراهی) به آن معناست.
- Depression added to the man’s indifference and caused him to care less and less about things he had once loved and enjoyed.
افسردگی به حس بیتفاوتی آن مرد میافزود و سبب شد که او کمتر و کمتر به چیزهایی که زمانی عاشقشان بود و ازشون لذت میبرد، اهمیت بده.
- As a result of the benevolent acts of many people in the community, a new house was built for the family who had lost their home due to lightning.
در نتیجه اقدامات خیرخواهانه بسیاری از مردم در این جامعه، خانه جدیدی برای خانوادهای که خانهشان را بدلیل {رعد و} برق از دست داده بودند، ساختند.
- Protests began to inundate the TV station when it was announced that the first two rounds of the basketball tournament would not be televised.
اعتراضات شروع به پرکردن ایستگاههای تلوزیونی کرد (همه جا پر از خبر اعتراضات بود) وقتی که اعلام شد که دو دور اول مسابقات بسکتبال قرار نیست پخش بشه.
- Farmers living near the swollen river feared the raging water would inundate their recently planted fields.
کشاورزانی که نزدیک رودخانه طغیانکرده زندگی میکردند، ترسیدند که آب خروشان (خشمگین!) زمینهای اخیراً به زیرِ کِشت رفتهشان را به زیر آب ببرد.
- A team of government accountants was conducting a meticulous investigation of the company’s financial records.
تیمی از حسابداران دولتی بازرسی دقیقی از حسابهای مالی شرکت به عمل میآوردند.
- How could the bird’s population increase in the face of an ostensible threat to its survival, and then decrease when breeding conditions were ideal?
چطور ممکن بود که جمعیت پرندگان در مواجهه با تهدید آشکار (ظاهری) برای ادامه حیاتش (بقایش) افزایش یابد، و وقتیکه شرایط تولیدمثل ایدهآل بود کاهش یابد؟
- Many scientists are skeptical about telepathy, but there are some who believe it is possible to communicate with those far away by thoughts only.
بسیاری از دانشمندان شکاک هستند درباره تلهپاتی، اما هستند کسانی که بر این باورند که این امکان وجود دارد تا {بتوان} با آنهایی که در دوردستها هستند صرفاً از طریق افکار (اذهان) ارتباط برقرار کرد.
- The accident brought his career to an abrupt end.
این حادثه دوران حرفهای اش را به پایانی غیرمنتظره رساند.
- The rigid teacher ignores the latest technologies because she prefers to educate using traditional materials.
معلم غیرمنعطف تازهترین فناوریها را نادیده میگیرد چراکه اون ترجیح میدهد تا با استفاده از ابزارهای سنتی تدریس کند.
- Catalyst is a substance that initiates or accelerates a chemical reaction without itself undergoing any permanent change.
کاتالیزور، مادهای است که یک واکنش شیمیایی را بدون متحمل شدن هرگونه تغییر دائمی در خودش آغاز میکند و یا سرعت میبخشد (تسریع میسازد).
- Researchers hope to learn how to precisely manipulate the process of cell death in humans—a crucial step toward the development of diagnostics and treatments that target the specific diseases associated with out-of-control cell destruction.
محققان امیدوارند که درک کنند که چگونه بطور دقیقی فرآیند مرگ سلولی در انسانها را دستکاری کنند (کنترل کنند) — گامی حیاتی به سوی توسعه تشخیصها و درمانهایی که بیماریهای خاص مرتبط با تخریب سلولی خارجازکنترل را هدف دارند.
- Ramin inadvertently placed the bill in the wrong folder, and it was not paid in a timely manner, which adversely affected his credit rating, causing distress.
رامین سهواً صورتحساب رو توی پوشه نادرستی قرار داد، و اون به موقع پرداخت نشد، که بصورت نامطلوبی بر کریدیتش (اعتبار حسابش) اثر گذاشت، که سبب اعصابخردی (اضطراب) شد.
- The project seemed both feasible and beneficial, and the committee supported it enthusiastically.
پروژه به نظر هم شدنی و هم مطلوب (سودده) میرسید و کمیته از اون در نهایت اشتیاق حمایت کردند.
- A perspicacious person is likely to overlook and condone things that are obvious to other people.
یک فرد حواس جمع ممکنه که چیزهایی رو نبینه (غفلت کنه) و از چشمش پنهان بمونه که برای سایر مردم خیلی واضح هستند.
- Since Farnaz was put in charge of her younger siblings, she must overlook their activities so they don’t get hurt.
ازونجایی که فرناز مسئول خواهران و برادران کوچکترش شده بود، اون باید مشرف میبود (نظارت میکرد) به کارهاشون به گونهای که اونا آسیب نبینن.
- When Samaneh is irate, she often makes impulsive decisions and later regrets her choices.
وقتی که سمانه عصبانیه، اون اغلب تصمیمات عجولانه میگیره و بعدتر افسوس انتخابهاش رو میخوره.
- The government has a legitimate role to play in the regulation of most industries.
دولت نقش مشروعی (قانونی) داره که باید در تنظیم اغلب صنایع ایفا کنه.
- The protesters tried to foment feeling against the war through their speeches and demonstrations.
معترضان سعی داشتند تا احساسات رو بر ضد جنگ برانگیزانند (بشورانند) از طریق سخنرانیها و راهپیماییهایشان.
- On the food network, the chef gave a demonstration showing how to use the hand mixer correctly.
تو کانال غذا، سرآشپز نمایشی را ارائه کرد که نشان میداد چطور از همزن دستی بدرستی استفاده کنیم.
- The emission of fluorocarbons into the earth’s atmosphere has been shown to deplete the ozone layer.
انتشار فلروکربنها به جو زمین اثبات شده است که لایه ازون رو تحلیل میبره (نحیف و نحیفتر میکنه).
- The writer Laurie Colwin was particularly adroit at concocting love stories involving admirable and quirky female heroines and men who deserve them.
نویسنده لاری کولوین به طور خاص در پرداختِ (ساخت) داستانهای عاشقانهای متبحر بود که قهرمانان زن تحسینبرانگیز و اعجوبه و مردانی که شایستهشان باشند را در بر میگرفت.
- The guards remained vigilant throughout the night, but the enemy never launched the expected attack.
نگهبانان در طول شب هوشیار ماندند، اما دشمن هرگز جنگ موردانتظار را به راه نینداخت.
- Mina did indeed withhold a secret from those intimate with her.
مینا درواقع از آنهایی که با او صمیمی بودند رازی را مضایقه کرد (پنهان کرد، دریغ داشت).
- When we told Maria that a truck had just delivered an elephant to her house, she was incredulous.
وقتی که ما به ماریا گفتیم که یه کامیون همین الان یه دونه فیل به خونه ش فرستاده، اون باور نمیکرد (گول ما رو نخورد).
- Criminals sometimes trick gullible people into revealing their credit card numbers over the phone.
تبهکاران اغلب فریب میدن (گول میزنن) افراد سادهلوح رو به لو دادن شماره کارت بانکیشون پشت تلفن.
- He was very contemptuous of ‘popular’ writers, whom he described as having no talent.
اون خیلی تحقیرآمیز نسبت به نویسندگان «محبوب» برخورد میکرد، افرادی که اون {ازشون} به عنوان بیاستعداد یاد میکرد.
- When Elham received a gym membership as a gift from her husband, she took it as an implication she needed to lose weight.
وقتیکه الهام {کارت} عضویت باشگاه رو بعنوان هدیهای از جانب همسرش دریافت کرد، اون ازش این استنباط رو داشت که نیاز بوده وزنش رو کم کنه.
- Because Hamed often wears clothes that were popular in another century, many people refer to him as eccentric.
ازونجایی که حامد اغلب لباسهایی رو به تن میکنه که در قرنهای دیگه پرطرفدار بودند، بسیاری از مردم بهش بعنوان خارجکی (عجیب و غریب) اشاره میکنن (ازش اونطور یاد میکنن).
این متن توسط گروه زبان عمومی زیر ذرهبین تهیه شده و انتشار آن صرفا با ذکر منبع مجاز است.
برای خواندن ۸۰۰ واژه پرتکرار کنکور کارشناسی ارشد و دکتری به همراه معنی و مثال ترجمه شده و تلفظ و مترادف، به جلد اول کتاب «زبان عمومی زیر ذرهبین»، نوشته هادی جهانشاهی و الناز یوسفزاده، مراجعه فرمایید.














21 نظر
Thats very useful for me . Tnx u alot 😍😍😍
You’re welcome.
سلام استاد من کتابتون خوندم واقعاااااعالی بود زیرذربین دکتری عمومی بسیارپیشرفت داشتم توی گرامر ،الان یه مشکلی که دارم دایره لغاتم خوبه مثلا درک مطلب 90 درصد تک به تک لغاتش میتونم ترجمه کنم ولی توی سرهم کردن معنی جمله گیر میکنم به معنی دقیقی نمیرسم بخاطرهمین درصد درست زدنم توی سوالات درک مطلب میاد پایین ،چه راهکاری میفرمایید که توی این زمینه قوی بشم؟
سلام حضور شما
کانال یوتیوب ما آموزشهای خوبی برای فنون ترجمه داره. حتما ببینیدشون:
https://www.youtube.com/c/GeneralEnglishUnderScrutiny
(فیترشکن لازم داره)
باسلام
ممنون از مجموعه عالی که گردآوری نموده اید.
لطفا ترجمه این متن به شکل زیر اصلاح شود.
باتشکر
o Because Hamed often wears clothes that were popular in another century, many people refer to him as eccentric.
ازونجایی که حامد اغلب لباسهایی رو به تن میکنه که در قرنهای دیگه پرطرفدار بودند، بسیاری از مردم بهش بعنوان خارجکی (عجیب و غریب) اشاره میکنن (ازش اونطور یاد میکنن).
سلام
مرسی از پیامتون. بله درست میفرمایید. به جای century چشمم country دیده بوده.
سلام و عرض ادب خدمت شما جناب جهانشاهی اول تشکر میکنم ازتون که بسیار کمک میکنین به دانشجوها و در آخر لطفا اگه میشه خواهش کنم همچین مجموعه کلمات پرتکراری برای ارشد هم تدوین کنید.
سلام
تدوین شده و توی کانال تلگرام مون قابل دسترسی هست.
سلام استاد عزیز امکانش هست فایل pdf این ۵۰ لغت تو کانال بزارید تا دانلود کنیم.
ممنون
سلام بعید بدونم تو این مدت برسیم فایل رو بسازیم. میتونین سایت رو print to PDF کنین.
سپاس بابت تهیه این مطلب مفید، ای کاش این ۵۰ لغت، مثل ۱۰۰لغت پرتکرار ارشد به صورت فایل PDF هم جمع آور میشد چرا که شخصا با پرینت گرفتن و تکرار مثالها بهتر به خاطر میسپرم.
سلام بعید بدونم تو این مدت برسیم فایل رو بسازیم. میتونین سایت رو print to PDF کنین.
سلام دکتر امیدوارم خدا به زندگیتون برکت و رونق بده که صادقانه خدمت میکنین. خیلی مفید بود بابت کوییزها هم ممنون.
سلام
سلامت باشید. امیدوارم آزمون خوبی در پیش داشته باشید.
چه کار فوقالعادهای انجام دادید خیلی ممنونیم ازتون و بسیار مفید بود و چقدر مثالهای اول تکاندهنده بودن… یاد همه عزیزان پرواز ۷۵۲ گرامی..
استاد به نظرتون داوطلبای کنکور دکتری ۱۰۰ واژه پر تکرار ارشد رو هم مرور کنن ؟
مرسی از شما
بله. حتما مرور کنن. به همان اندازه مهمه.
سلام استاد
کامنت های دانشجویان را دیدم که دنبال فایل pdf لغات پر تکرار دکتری هستند من از قبل تهیه کردم اگه اجازه بدهید برای شما ارسال کنم شما به اشتراک بگذارید
سلام
تلگرام بفرمایید.
سلام
واقعا عالی بود. دست مریزاد.
کاش برای باقی لغات هم تدوین بشه.
سلام
امکام دارد شماره صفحه لغات را هم کنارشان درج کنید؟
ممنون
سلام
در کانال تلگرام فایل نهایی رو گذاشتیم. احتمالاً اون مشکل شما رو رفع کنه.